پژوهشگاه فضای مجازی بررسی كرد؛

۳ چالش اصلی پیش روی حاکمیت دیجیتال

۳ چالش اصلی پیش روی حاکمیت دیجیتال

گروه مطالعات اقتصادی پژوهشگاه فضای مجازی با بررسی ۳ چالش اصلی پیش روی حاکمیت دیجیتال، تضعیف ارزش های انسانی و چندقطبی شدن جوامع را یکی از چالش های جدی در بحث حکمرانی فضای مجازی اعلام نمود.


به گزارش لیمو بلاگ به نقل از پژوهشگاه فضای مجازی، این روزها استفاده غیرمسئولانه از فناوری که جوامع و دموکراسی ها را تضعیف می کند باید به چالش کشیده شود. ورود به عصر جدید دیجیتال فرصتی جدید را برای تغییر مسیر و آغاز عصری شفاف تر و دموکراتیک در اختیار دولت ها قرار داده است. به نحوی که ایجاد یک حاکمیت جهانی فناوری به تنهایی به وسیله بازیگران سیاسی محقق نخواهد شد و احتیاج به یک حرکت مردمی در جامعه فناوری دارد. حمله گروهی به کنگره آمریکا در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، نه تنها در تاریخ سیاسی بلکه در زمینه مدیریت فناوری هم یک نقطه عطف بود. شبکه های اجتماعی و الگوریتم های آنها نقش اساسی در تشکیل پایه های این حمله داشتند. این وقایع به وضوح نشان داد که نحوه هدایت، استفاده و تنظیم فناوری مدرن عمیقاً بر زندگی شخصی و اقتصادی مردم تاثیر می گذارد. مساله امنیت ملی و جهانی و همینطور صلح و پیشرفت اجتماعی از مهم ترین مسائل در زمینه حکمرانی دیجیتال برای جوامع دموکراتیک است. بدین منظور سه بررسی اساسی باید انجام شود؛ اول بررسی دقیق مدلهای تجاری و الگوریتم هایی که به منظور ایجاد مشارکت و درآمد، نفوذ زیادی در ایجاد دیدگاه های اجتماعی دارند. دوم اطمینان از باز بودن بسترهای دیجیتالی و تقویت نوآوری در کل اقتصاد و سوم تعیین این که چه مقدار از فعالیت ها باید به سیستم های خودگردان و هوش مصنوعی واگذار شود و توجه به این مورد که پاسخگوی اصلی مسائل و مسئول اصلی انسان ها هستند نه ماشین ها. ۱- بررسی دقیق مدلهای تجاری که سبب تضعیف ارزش های انسانی شده و جوامع را چند قطبی می کنند وقتی ما از فناوری مدرن و دیجیتالی سازی صحبت می نماییم باید بتوانیم بین دو موج بزرگ انقلاب فناوری تمایز قائل شویم. نخستین موج بزرگ فناوری که در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، تلفن های هوشمند و کامپیوتر های لوحی، اینترنت، خرید آنلاین بی دردسر و انواع بازی ها و سرگرمی ها را برای ما به ارمغان آورد. هیچگاه تا پیش از این، این تعداد زیاد مصرف کننده به سادگی به این همه اطلاعات دسترسی نداشتند. هیچگاه تاکنون این همه انسان نتوانسته اند از فرصت های جهانی بهره برده و صدای خویش را به روشی که این فناوری ها اجازه می دهند به گوش مردم برسانند. موج اول دیجیتالی سازی علیرغم خیلی از مزایا، یکسری مشکلات عمده ای در مدلها و الگوریتم های تجاری اش دارد. با ایجاد مثال هایی در زمینه ایمیل، فضای ذخیره سازی ابر یا پیام های فوری مساله روشن تر خواهد شد. از آنجائیکه این چنین خدمات دیجیتالی با هزینه های مستقیم پولی در ارتباط نیستند، این تصور برای مصرف کنندگان ایجاد می شود که این خدمات مجانی است. اما در حقیقت این گونه نیست و کاربران به جای پرداخت پول منبع پرارزش دیگری را پرداخت می کنند که آن داده های شخصی است. در خیلی از موارد کاربران از انجام این کار بی خبر هستند. در دنیای آفلاین، اگر پستچی پیش از این که نامه های ما را در صندوق پستی بیاندازد، آنها را باز کرده و بخواند ما عصبانی می شویم اما به نظر می آید در دنیای آنلاین خیلی از این ارزش های بنیادی انسانی به دست فراموشی سپرده شده است. این چنین مدلهای تجاری که ظاهراً مجانی هستند باید به چالش کشیده شوند تا اطمینان حاصل شود که الگوریتم هایشان بر مبنای ارزش های بنیادی انسانی مانند حفظ حریم شخصی طراحی شده اند. تمامی الگوریتم های تشکیل دهنده رسانه های اجتماعی برای تقویت میزان مشارکت کاربران و ترویج پسندیدن، اشتراک گذاری، نظرات و غیره برنامه ریزی شده اند. دلیل این امر هم این است که مشارکت بیشتر به معنای ترافیک، داده ها، درآمد و سود بیشتر است. الگوریتم های رسانه های اجتماعی که همواره به صورت گسترده ای آنها را تبلیغ می کنند، به خیلی از تفکرات افراطی که روز به روز در حال افزایش می باشد اجازه می دهند تا در گفتمان های عمومی قرار گیرند. این گونه خطاهای خدمات مجانی نتایج شدیدی را برای جامعه به دنبال دارد. تصحیح این خطاها شاید مهم ترین مساله مدیریت تکنولوژی امروز باشد. در واقع خیلی از این مدلهای تجاری که مجانی هستند باید به چالش کشیده شده و اطمینان حاصل شود که الگوریتم های آنها بر مبنای ارزش های بنیادی انسانی مانند حفظ حریم خصوصی طراحی شده باشند. طبیعتاً بدین منظور باید هزینه هایی پرداخت گردد همانطور که در بازگشت به مثال پستچی میتوان اظهار داشت که هزینه پرداخت تمبر می تواند مهر تائیدی بر دلیل اعتماد به پستچی که نامه ها را باز نکند باشد. ۲- ایجاد بسترهای باز موج دوم دیجیتالی سازی و نوآوری در فناوری در اوایل سال ۲۰۱۰ رخ داد و در طول همه گیری بیماری کووید ۱۹ شتاب گرفت. موج دوم با دیجیتالی سازی جهان صنعتی مانند تولید دیجیتال، مراقبت های بهداشتی داده محور، ساختمان های هوشمند، شهرهای هوشمند و غیره همراه می باشد. ریسک این موج بیشتر از موج اول است چونکه دیجیتالی سازی صنعت بر زیرساخت ها و زیربناهای زندگی مدرن تاثیر می گذارد. در این موج خدمات مجانی در ازای داده های شخصی اهمیت چندانی ندارد چونکه سیستم های صنعتی به سادگی متقاعد نمی شوند که داده های خویش را عرضه کنند. یکی از چالش های کلیدی موج دوم مدیریت پلت فرم ها است. پلت فرم های دیجیتالی جز قدرتمندترین ابزارهایی هستند که بشر تاکنون ساخته و در کاهش هزینه های تکنولوژی جدید نقش زیادی داشته اند. آنها مزایای دیجیتالی سازی را در مقیاس جهانی در اختیار توده ها قرار می دهند. دو رویکرد غالب در زمینه مدیریت فناوری وجود دارد: رویکرد اول نگاهی ساده است که به شرکتهای خصوصی هم اجازه داده می شود که پلت فرم های دیجیتالی را در مقیاس بزرگ گسترش و بالا برند. رویکرد دوم نگاهی است که در آن تنها دولت ها باید سیستم عامل ها را کنترل یا از نزدیک تحت نظارت داشته باشند. هر دو این رویکردها به یک نتیجه مشابه منجر می شوند و آن ایجاد بسترهای بزرگی است که دسترسی به داده ها را تنها با وجود شرایط خاص و تمرکز قدرت و ثروت فراهم می آورد. در واقع آنچه اهمیت دارد یک رویکرد متفاوت نسبت به ایجاد سیستم عامل هایی است که مبتنی بر باز بودن، قابلیت همکاری، عدم تمرکز و به اشتراک گذاری داده ها باشد. این رویکرد می تواند به نتایج بهتر و نوآوری های بیشتری منجر شود. این رویکرد می تواند شبکه های غیرمتمرکز نوآوری را تشویق کند که مزایای اقتصادی خویش را به صورت یکنواخت در سرتاسر جامعه گسترش دهند. شرکت گیای اکس که توسط آلمان و فرانسه افتتاح شد و بعدها تعداد بیشتری از شرکای اروپایی از آن حمایت کردند، ابتکاری در این راستا بود. این شرکت نقشه ای دقیق برای مبادله اطلاعات بین سیستم عامل های شبکه عرضه می دهد، استانداردهای سختگیرانه ای را برای حفاظت و امنیت داده ها تعیین می کند و از استانداردهای موجود برای قابلیت حمل و نقل داده ها استفاده می نماید. تمرکز اصلی آن جایگزینی مدل دروازه بان سکوهای دیجیتالی که مانع ورود و خروج آزاد داده ها می شود با مدل داده های اشتراکی که در آن همه ذی نفعان از میزان نوآوری بالا و فرصت های برابر برای دسترسی و تبادل داده ها برخوردار می باشند، است. چنین تبادل آزادانه ای می تواند زمینه رقابت بسیار بیشتری بین شرکت ها بوجود آورده و ظهور نوآوری را در استارت آپ ها و شرکتهای کوچک و متوسط تشویق کند. ۳- افزایش میزان شفافیت در استفاده از فناوری هوش مصنوعی یکی دیگر از چالش های کلیدی در موج دوم دیجیتالی سازی ایجاد اطمینان از نظارت انسانی بر سیستم های خودمختار است. امروزه دیگر هوش مصنوعی تنها در استفاده از تلفن های هوشمند خلاصه نمی گردد بلکه این فناوری به صورت یک ذهن الکترونیکی در تمام جنبه های اجتماعی و اقتصادی انسان ها مانند مراقبت های بهداشتی، ساختمان ها و کارخانه ها ادغام شده است. امروزه هوش مصنوعی می تواند ایجاد تأخیر کمتر و دسترسی بیشتر در سیستم های حمل و نقل را تضمین کند. این فناوری می تواند در بهینه سازی و کاهش مصرف انرژی ساختمان ها و شهرها کمک زیادی کند و همینطور می تواند اسکن های پزشکی بدن انسان را تجزیه و تحلیل کند و به رادیولوژیست ها در رسیدن به تشخیص های مناسب کمک نماید. همانطور که یووال نوح هراری توصیف کرده، هوش مصنوعی امکان دارد بعنوان هوشمندترین الگوریتم روی کره زمین جایگزین انسان ها شود. درست است که این یک جمله اغراق آمیز است اما نباید از آن چشم پوشی کرد. در واقع ما باید به یک درک درست و صحیحی در میزان استفاده از هوش مصنوعی برسیم. بررسی این مساله که حاضریم چه میزان از فعالیت ها را به آن واگذار نماییم بگونه ای که از کنترل ما خارج نشود، اهمیت زیادی دارد. الگوریتم های هوشمند برای مصرف کنندگان مدتی است که کار خویش را شروع کرده اند؛ آنها بعنوان مثال هنگام خرید آنلاین، فیلم هایی تبلیغاتی را روی سیستم عامل های پخش کننده یا محصولات مربوطه نمایش می دهند. این الگوریتم ها باآنکه بر زندگی و جوامع انسانی تاثیر می گذارند اما خیلی از افراد به آنها دقت زیادی نمی کنند. از آنجاییکه هوش مصنوعی درحال تبدیل شدن به بخشی از ستون فقرات اقتصاد و زندگی روزمره ما است، باید نگاهی دقیق تر از قبل به آن داشته باشیم. ما باید دقیقاً بدانیم که در کجا، چه زمان و چه گونه از هوش مصنوعی استفاده نماییم. شفافیت در اینجا امری بسیار مهم می باشد و همینطور نظارت از طرف انسان ها هم ضروری می باشد. حکمرانی دیجیتال ابزاری قدرتمند برای رسیدگی به چالش ها و نتایج اصلی موج اول و دوم دیجیتالی سازی است. با این وجود با عنایت به سرعت بسیار بالای نوآوری، دولت ها همیشه نمی توانند به اندازه کافی سریع از بالا به پایین حکومت کنند و به خاطر این سرعت بالا، حکمرانی از پایین به بالا هم لازم است. جنبش تکنولوژی به منظور زندگی که در سال ۲۰۱۸ افتتاح شد در مورد حکمرانی دیجیتال از پایین به بالا است. این حکمرانی بر مبنای ارزش هایی مانند هدف، عدالت، تنوع، مسئولیت اجتماعی، باز بودن و اعتماد است. هدف اصلی حکمرانی دیجیتال این است که همه ذی نفعان را جهت ایجاد اطمینان از این که فناوری به نحوی صحیح و مطابق با حفظ ارزش های انسانی مورد استفاده قرار می گیرد تشویق کند. این تغییر فرهنگی در ترکیب با حکمرانی صحیح می تواند ظهور فناوری مدرن را به موفقیتی واقعی برای جامعه و بشریت تبدیل کند.

1400/07/11
10:05:27
5.0 / 5
106
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۲