به مناسبت ایام شهادت سردار دلها؛

چند روایت از یک سرباز دوده (ع)

چند روایت از یک سرباز دوده (ع)

لیمو بلاگ: سردار سلیمانی قریب ده روز در حرم امامین عسکریین (ع) حضور داشت. در این مدت، بعضی روزها و شب ها برای هماهنگی مجدد، از راه زمینی به بغداد سفر می کرد و باردیگر برمی گشت.


به گزارش لیمو بلاگ به نقل از ایسنا، یکی از اقدامات مهم و ماندگار سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی پس از دفاع مقدس، پیگیری مستمر بازسازی عتبات عالیات و حرم های امامان شیعیان در عراق، شامل سامرا، کاظمین، نجف و کربلا بود. قسمتی از تلاشهای شبانه روزی و بی وقفه ایشان در این امر مقدس که نشات گرفته از ارادت وی به مکتب اهل بیت(ع) بود، در کتاب معمار حرم جمع آوری و تدوین شده است.
اما دراین بین شجاعت، ایستادگی، فرماندهی و مدیریت حاج قاسم هم در ایام سخت حمله داعشی ها به عراق و تعرض آنان به اماکن مقدسه همچون حرمین عسکریین هم مثال زدنی و ستودنی است که بمناسبت ایام شهادت این عاشق دلباخته حریم دوده (ع)، به قسمتهایی از آنها از زبان همرزمان ایشان اشاره می شود:
روایت موسی اسماعیلی
حاج قاسم شخصاً درگیری های «بلد» را برای ورود به سامرا فرماندهی می کند. مردم شهر هم که متوجه درگیری نیروهای مقاومت با داعشی ها می شوند، با هر ابزار و سلاحی که در اختیار داشتند، وارد جنگ می شوند و به کمک نیروهای سردار سلیمانی می آیند و کار نیروهای داعش را یکسره می کنند.
نیروهای مردمی و نیروهای سردار، تلفات بسیار سنگینی از داعشی ها می گیرند و می توانند ضربه بسیار مهلک و جبران ناپذیری به آنها بزنند.
روز بعد تا اذان ظهر، سردار سلیمانی مجدداً نیروهایش را در شهر بلد سازمان دهی می کند و بعد از پاک سازی اطراف فرودگاه و سایر مناطق آلوده بلد، پس از اذان ظهر بسمت سامرا حرکت می کنند.
باوجود درگیری هایی که در منطقه بود، سردار توانست در آستانه اذان مغرب، ستون را به حرم امامین عسکریین (ع) برساند.
ستون نیروهای نظامی وارد حرم شدند؛ اما من متوجه حضور سردار نشدم. نزدیک نماز مغرب بود. به یکی از همکاران گفتم: اگه چفیه داریم، وقت نماز بدیم به نیروهای حشد الشعبی و سپاه بدر! اظهار داشت: داریم.
چفیه ها را گرفتم و درحال توزیع چفیه ها در صف اول نماز بودم که یک دفعه رسیدم به «ابومهدی المهندس». ایشان را از قبل می شناختم. پیشانی شان را بوسیدم و به ایشان خیرمقدم گفتم؛ ولی هنوز نمی دانستم سردار سلیمانی هم در این جمع است. به نفرات بعدی که رسیدم، دیدم سردار سلیمانی هم هست.
به جهات امنیتی صحبت خاصی نکردم. پیشانی شان را بوسیدم و گفتم: سردار! خیلی خیلی خوش اومدین به بیت آقا امام زمان (عج)! دل ما رو شاد کردین! دل آقا امام زمان (عج) رو شاد کردین.
اتاق عملیات آزادسازی عراق

روایت شهید حیدر یعقوبی


خیلی خوشحال بود که بعنوان زائر حرم امامین عسکریین (ع) وارد سامرا شده است. تمام هم وغم ایشان آزادی سرزمین مقدس سامرا و خاک عراق از شر تروریست های داعش بود.
نخستین جلسه حاج قاسم سلیمانی در کانکس کوچکی برگزار شد که بیش از سه متر در دو مترو نیم نبود. واقعا امکاناتمان در سامرا بالاتر از این نبود.
نشسته بود روی زمین و داشت نقشه می کشید که چه طور از حرم امامین عسکریین (ع) دفاع و با دشمن مبارزه کنیم؛ طوری که به جای دفاع در مقابل حملات دشمن، ما خودمان حمله نماییم.
ایشان فرمانده شجاع و بخشنده ای بود. وقتی متوجه شد هیچ امکاناتی در حرم نداریم و حتی برای خوردوخوراک خادمان حرم و نیروهای حامی حرم در مضیقه ایم، فوراً به یار و همراه همیشگی خودش، شهید «پور جعفری» دستور داد: سریع با «حسن پلارک» تماس بگیر و بگو فردا خودت را با تمام تجهیزات و امکانات مورد نیاز آستان مقدس و بخش های نظامی می رسونی سامرا!
حاج حسین پلارک هم در مدت بسیار کوتاهی، با ماشین های خوراک و دارو و تمام نیازهای پشتیبانی مجاهدان به سامرا رسید. سامرا به اتاق عملیات نظامی و پشتیبانی تبدیل شد که در آن تمام دوستان فرمانده و مجاهدان حاضر می شدند. از همین شهر بود که بعنوان مقر فرماندهی، برنامه عملیات و مبارزه با داعش طراحی می شد. در حقیقت سامرا نقطه آغاز آزادی شهرهای عراق بود.

روایت موسی اسماعیلی


حضور سردار سلیمانی بارقه امیدی بود در دل نیروهای حامی حرم و خادمان حرم و نیروهای ستاد که در محاصره بودند. همه جانی تازه گرفتند. همین که قاسم سلیمانی و نیروهایش وارد حرم امامین عسکریین (ع) شدند، خبر بلا فاصله به داعشیهای اطراف حرم رسید و دیدیم در پیامک ها و صفحات مجازی شان سردار سلیمانی را تهدید کردند که اگر سلیمانی حرم را ترک نکند، حرم رو گلوله باران و با خاک یکسان می کنیم!
با تماس آقای پلارک، همه امکانات متعلق به ستاد بازسازی در اختیار نیروهای سردار سلیمانی قرار گرفت. همه امکانات موجود مثل تلفن ها، خطوط اینترنت، تلفن های عراقی و سایر امکانات کامپیوتری را در اختیار ایشان قرار دادیم و ایشان فعالیت نیروها را سازمان دهی کرد و در گوشه ای از صحن، در فضای آزاد مستقر شد. استقرار ایشان قوت قلب و انرژی مضاعفی برای ما و سایر مسئولان و نیروهای حرم بود.

روایت شهید حیدر یعقوبی


برنامه ریزی برای عقب راندن داعش را شروع کرد و عملیات های مختلفی آغاز شد و سیل مجاهدان با فتوای مرجعیت به سامرا جاری شد.
داعشی ها که از وجود حاج قاسم در حرم آگاه بودند، حملات موشکی و خمپاره ای شان را به حرم زیاد کردند. حتی برخورد یکی از خمپاره ها به حرم شریف، به شهادت یکی از دوستان ایرانی منجر گردید.
همان شب یکی از کانکس ها را برای استراحت حاج قاسم آماده کرده بودیم. ایشان نیم ساعت بعدازاینکه داخل کانکس رفت، اظهار داشت: من باید برگردم بغداد! گفتیم: حاجی خیر باشه! اظهار داشت: مادامی که من اینجام، اینا به حرم حمله می کنن. من برم تا شدت آتیششون کم بشه.
سردار، وحدت بخش نیروها

روایت موسی اسماعیلی


اتفاق عجیبی که آنجا افتاد، اختلاف بین نیروها بود. چون نیروهای مردمی یا همان قوای حشد الشعبی با بیرق ها و نشان های مختلف و از عشیره ها و طایفه های متعدد آمده بودند؛ بر سر یک سری موضوعات بسیار جزئی بین شان اختلاف نظر و سلیقه به وجود آمد و کارشان به بگوومگو کشید.
سردار سلیمانی با تیزبینی، نیروها را آرام کرد و با تعیین مقرها و محلهای هر گروه، موضوع مدیریت شد. با اقداماتی که سردار انجام داد، روز به روز به فعالیت نیروها افزوده شد و کمربند حفاظتی حرم گسترده تر شد.
سردار سلیمانی قریب ده روز در حرم امامین عسکریین (ع) حضور داشت. در این مدت، بعضی روزها و شب ها برای هماهنگی مجدد، از راه زمینی به بغداد سفر می کرد و باردیگر برمی گشت.
واقعا نحوه آمدوشد سردار سلیمانی را هر وقت در حرم امامین عسکریین می دیدم، آنرا تنها عنایت و کرامت و معجزه می دانستم؛ چون هیچگاه ندیدم ایشان با ماشین ضدگلوله یا با ماشین زرهی برود و بیاید. جلوی چشم همه، همراه نیروهای حشد الشعبی سوار همین ون ها و مینی بوس های چهارده پانزده نفره می شد و بسمت مناطق درگیری می رفت. این ها را که می دیدم، خیلی احساس خطر می کردم.
منبع:
باقری، بهنام، معمار حرم، مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، ستاد توسعه و بازسازی عتبات عالیات، تهران ۱۴۰۱، صص ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۱
خلاصه اینکه روز بعد تا اذان ظهر، سردار سلیمانی مجدداً نیروهایش را در شهر بلد سازمان دهی می کند و پس از پاک سازی اطراف فرودگاه و سایر مناطق آلوده بلد، بعد از اذان ظهر بسمت سامرا حرکت می کنند. نشسته بود روی زمین و داشت نقشه می کشید که چه طور از حرم امامین عسکریین (ع) دفاع و با دشمن مبارزه کنیم؛ طوری که به جای دفاع در مقابل حملات دشمن، ما خودمان حمله نماییم. ایشان فرمانده شجاع و بخشنده ای بود.

1404/10/12
16:37:44
5.0 / 5
4
تگهای خبر: اینترنت , سازمان , سفر , كامپیوتر
این مطلب لیمو بلاگ را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط در لیموبلاگ
نظرات بینندگان لیموبلاگ در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳
جدیدترین ها

لیمو بلاگ LimooBlog